خونه ما شادی داره توی حوض هاش ماهی دارهکوچه هاش توپ بازی داره گربه های نازی دارهخونه ما گرم و صمیمی رو دیوارهاش عکسهای قدیمیعکس بازی توی ایوون لب دریا تو تابستونعکس اون روز زیر بارون با یه بغض و یک چمدونرفتن از پیش آدمهای نازنین و مهربونخونه ما دور دور پشت کوه های صبورپشت دشتهای طلایی پشت صحراهای خالیخونه ماست اونور آب اونور موجهای بی تابپشت جنگلهای سرو توی رویاست توی یه خواب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 21:32 توسط امین ظهورتبار
|
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 20:04
1) تناوب و رخوت و پکری مشکل خودشکوفاییه و گرفتن مینی پروژه های با محدودیت زمانی می تونه این مشکل رو از بین ببره. احساسم اینکه کار و ترجمه همون موتور محرکیه که می تونه رخوت رو به حاشیه برونه. حداقل امروز و امشب که تونسته. شب در پیشه و لحظات ناب در انتظار.2) احساس می کنم در همون بچگی گیر کردم. میدونی یه زیبایی و عمقی داشت که الان وجود نداره. بازی هاش، کارتون هاش، معماری خونه هاش، آدماش. آدم هاش مهربون و شیرین بودن اونهم بدون اجباری نه عین الان که آدم هاش تلخ کام و تلخ رفتارن و یا مهربونی شون از سر ژست یا قراردادیه. انکار کیومرث پور احم حق داشت که بع رفتن مادربزرگ طاقت نداشته باشه و اونهم بره. بودن در دنیا آدم ها دشواره، گویی چیزی بهشون بدهکاری که همیشه باید خودتو بهشون ثابت کنی . کلافه کنندس نفس کشیدن در دنیای آدم هایی که کمین کردن که یه ایراد جزئی ازت پیدا کنن و با همون کل مختصات دنیاتو بهم بریزن. اما چاره چیه؟ زمانه دشواره و باید به آدم ها حق داد. باید گذاشت و گذشت ...3) همچون رود جاری باش، بگذار از بودنت هر کس به قدر خود بهره مند شود. ببخش، بگذار و بگذر! چون ماهیگیران نباش که روزی پیروزاند و روزی بازنده. و همیشه دلبسته تلاطم دریا و بازی ابرها. بگذار که در مرگ هم پیروز باشی! باشد که در مرگ هم پیروز باشم!4) رویاها آفریده میشن در کنار هم و با هم و انتخاب دشواره عین همیشه و تجسم بخشیدن به رویاها، سایه روشن خیال و تلخکامی ها و زنده نگه داشتن خاطرات!5) این دو بار کرمونشاه خوش گذشت و عجیب بعدش حس مرگ بهم دست داد .عین اون زمان که مادر میره و روزگار تا مدتی برام سیاه و تحمل ناپذیر میشه. کاش اینقدر حساس و رنجور و شکننده نبودم. کاش میشد بیخیال تر و تک بعدی تر می بودم. در این حالت موف
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 20:23
هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 19:51
1) شانه هایم را به نرمی تکان بده؛ مهربان در دیدگانم نگاه کن و بگو:آسوده باش و آرام بیارام که تمامی تشویش هایت تنها کابوسی گذرا بوده است.2) روزگار دل انگیز و افکار پرشورتر بود. در دهه های 30 تا 50 نسلی طلایی در دنیای هنر وجود داشت که شاید نوشته های احمدرضا احمدی که چیزی مابین شعر و دل نوشته بودیا پاورقی های عامه پسند رجب علی اعتمادی در هیاهوی غولانش گم بود. زمان گذشت و حال نه غولی مانده است و نه خالق جملات جادویی موج نو برجا و نه حتی جانشینی برای پاورقی های پرکشش موجود. اما چه شد که به این نقطه رسیدیم؟ شاید چون عطش و شور گذشته نمانده است. اینکه هنر را هدیه ای برای ایجاد پرسش و تفکر بدانیم و نه کالایی برای فروش.3) خیلی از ماها به واژگانی مانند آزادی، عدالت و عشق اعتقاد داریم که معنی اش در ذهن هرکدام از ماها یکسان نیست. عشق کلمه ای پیچیده و به شدت تفسیر پذیریه. ممکنه از اون به علاقه شدید قلبی یاد کنن یا خواستن دیوانه وار یا فداکاری و دوست داشتن بیش از جان خود. هر تعریف مسیری رو بیان می کنه که به نتیجه متفاوتی ختم میشه. اگر عشق رو نوعی خودخواهی دیوانه وار بدونیم، وصال ممکنه فرد رو تبدیل به پادشاه دنیا کنه و عدم وصال اون رو به موتور نفرت و خشم. خودخواهی بعد وصال لزوما نامش عشق نیست، بلکه در اون عشق ادعا شده تبدیل به قید و بندی میشه که دست و پای عاشق و معشوق رو می بنده و بجای تعهد، محدودیت رو به بار میاره و فردی که مثلا با عشق قرار بود شادش کنیم رو به آسونی تبدیل به فردی افسرده و غمگین می کنیم و بعد می پرسیم چرا؟ به خاطر همین شاید عشق نزدیکی بیشتری با فداکاری داشته باشه، هرچند مترادف و یکسان نیستند. فداکاری یعنی در کنار اینکه یار رو همراهی در مسیر خوشبختی میدونی، خودت رو هم پازلی
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 13:37
ای خدای درون من، ای نیروی نامنتهاای حضور مطلق، ای سرچشمۀ حیاتمن حیات جاودانهام،چرا که خود را به چشمۀ لایزال تو پیوستهام.اگر زمین و جمله آدمیان از میان بروندو خورشید و جهانهای بیپایان محو و نابود گردندو تنها تو بر جای باشیجملۀ موجودات هستی خود را در تو باز مییابند.در حیات جاودانۀ تو جایی برای مرگ نیستو هیچ ذرهای را بیم فنا و هراس نیستی نخواهد بود.ذات هستی تویی و جان و نفس عالم توییو آنچه تو هستی هیچگاه از میان نخواهد رفت.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۲ ساعت 18:30 توسط امین ظهورتبار
|
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 13:37
در خواست از خدا عزت است،اگر برآورده شود نعمتو اگر برآورده نشود حکمت است.اما درخواست از بنده خفت است،اگر برآورده شود، منت استو اگر برآورده نشود ذلت است.پ.ن: پسرم قلب تو آزادهشجاع باش و دنبالش برو
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 13:31 توسط امین ظهورتبار
|
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 13:37